تبلیغات
کاشان دیدبان - « طنـــــز » ما برای ، آن که هر چی ،‌ طبق میل ما شود ،‌ عکس ها چسبانده ایم
کاشان دیدبان
همه ما در خاکریز اسلام یک دیدبان هستیم...,, خوش آمدید,, ما را از نظرات ارزشمند خود مطلع کنید
img img img
درباره سایت
مشاهده مطالب سایت

درباره سایت

درباره ما

با سلام من اعتقاد دارم ظهور در جمجمه هاست نه در جمعه ها. همه ما موظفیم برای تحقق ظهور به معنای واقعی آن یعنی ایجاد زمینه ظهور و جامعه ای شایسته پیروان مکتب اهل بیت علیه السلام تلاش کنیم ،لذا سعی دارم با توجه به علاقه مندی ام در حوزه های فرهنگی، اجتماعی و مذهبی و... با نگاهی نو برخاسته از آموزه های اصیل اسلام با مخاطبین خود ارتباط برقرار نمایم.دراین سایت قصد بی احترامی واهانت به هیچ موضوع حقیقی یا حقوقی وجود ندارد.
مدیر سایت
    
img img img
سخن روز
در فتنه ها، چنان شتر دو ساله باش، نه پشتی دارد که سواری دهد و نه پستانی تا او را بدوشند.
امیرالمومنین علی علیه السلام
در شگفتم از کسی که می تواند استغفار کند و ناامید است.
امیرالمومنین علی علیه السلام
وفاداری با خیانتکاران نزد خدا نوعی خیانت ، و خیانت به خیانت کاران نزد خدا وفاداری است.
امیرالمومنین علی علیه السلام

امکانات سایت

مطالب سایت

img img img
چهارشنبه 26 شهریور 1393  ساعت 08:37 ق.ظ

آقای « متوهمیان » از این که افتخار دادید با ما مصاحبه کنید بی نهایت متشکریم اگر صلاح می دانید بفرمایید حضرتعالی چگونه مدارج عالیه را طی کردید و به ریاست سازمان چسبندگان رسیدید ؟   
ما در ۵ سالگی وارد عرصه سیاست ناجوانمرد شدیم ؛  در عنفوان کودکی استعداد ما در عکس چسبانی شکوفا شد ، خاطرم هست که عکس برگردانهایی را که پشت کاغذ آدامس ها بود به راحتی روی دست خود می چسباندم ، در آن ایام طفولیت آنقدر این عکس برگردانها را بر روی دست و بازو نصب کردم که روزی بزرگی مرا دید و گفت آینده روشنی را برای تو می بینم ، تو یکی از عکس چسبانهای بزرگ خاورمیانه خواهی شد .
بعدها هم که قدم در مدرسه گذاشتیم عاشق چسباندن عکس و اعلامیه بودیم از اعلامیه های داخل مدرسه بگیر تا اعلامیه ترحیم و عکس مردگان محل ، این عشق و علاقه ما ادامه یافت تا  دوران نوجوانی که احساس تکلیف کردیم وارد ستادهای تبلیغاتی انتخاباتی نامزدهای نمایندگی مجلس شویم و از آنها خواهش کنیم اعلامیه ها و عکسها و پوسترهای خود را برای چسباندن به ما بسپارند ، در آن روزها  عکس چسبان یکی از نامزدهای شهرمان شدم و خیلی برای او دوندگی کردم و اعلامیه چسباندم ولی از بد حادثه در آن انتخابات آن نامزد محبوب ما باخت  و بعد از آن هم یکی پیدا نشد به من تلنگری بزند و به گوشم بخواند که سالی که نکوست از بهارش پیداست چون آن انتخابات در ماه اول بهار برگزار شد .
با این حال من از رو نرفتم و در سال ۸۸ یکبار دیگر تصمیم گرفتم وارد سیاست نامروت شوم و شانس خودم را در این عرصه امتحان کنم ، در انتخابات سال ۸۸ علاوه بر عکس چسبانی ، روش نوین دیگری نیز رایج شده بود و آن شعارنویسی با پیف پاف های سبز بود و ما هر کجا که دیوار خالی می دیدیم روی آن می نوشتیم « نترسید نترسید ما همه با هم هستیم » یا «  ما بی شماریم …  » اما در آن سال هم شانس ما خشکید و و آخرالامر هم بخاطر برخی مصدومیت هایی که به ما وارد شد چند سالی عکس چسبانی و اعلامیه چسبانی را ترک کردیم ،  ۷ سال از آن روزهای سخت و بلاانگیز و شب های تار و دهشتناک گذشت تا این که در سال ۱۳۹۱ دوستان آن سالها ما را برای همکاری مجدد تا سال ۱۳۹۲ دعوت کردند و چندماه پس از حسن انجام کار ، حکم مدیریت اداره کل چسبانندگان عکس و اعلامیه و پوستر شمال منطقه را برای من صادر کردند .
به خوبی خاطرم هست اولین بار پس از این انتصاب که در شهر خودم شروع به چسباندن عکس روی شیشه یک ماشین کردم ، راننده از ماشین پیاده شد و با چند تا لگد و دو سه تا کشیده چنان بی احترامی به من کرد که به نتانیاهو هم نکرده بود .
آن راننده قلچماق به من گفت : کی به تو گفته با سریش ، عکس روی شیشه ماشین من بچسبانی ؟
خلاصه با شکایت ایشان از آن روز به بعد ما از چسباندن عکس و اعلامیه روی شیشه ماشین ها ، درب خانه ها و مساجد ، تابلوهای راهنمایی ، دیوارهای عمومی و باجه های تلفن و … منع و محدود شدیم .

بازنشرازپرتال خبری کاشان
 « طنـــــز »ما برای ، آن که هر چی ،‌ طبق میل ما شود ،‌ عکس ها چسبانده ایم

مصاحبه با آقای متوهمیان


 
آقای « متوهمیان » جوان ترین ، قشنگ ترین و تپل ترین رئیس محترم سازمان چسبندگان کشور ، رئیس محترم سابق اداره کل چسبانندگان عکس ، اعلامیه و پوستر در شمال منطقه ، دبیر کمیسیون نظارت بر تولید سریش و انواع چسب انسانی ، میهمان این هفته ما هستند ، او از تلاش هایش برای تولید سریش و ترویج فرهنگ چسبناکی برای ما  سخن خواهد کرد با او خواهیم بود تا چون او علف سریش در زیر پای ما نیز سبز شود ایدون باد و ایدون تر !

آقای « متوهمیان » از این که افتخار دادید با ما مصاحبه کنید بی نهایت متشکریم اگر صلاح می دانید بفرمایید حضرتعالی چگونه مدارج عالیه را طی کردید و به ریاست سازمان چسبندگان رسیدید ؟   
ما در ۵ سالگی وارد عرصه سیاست ناجوانمرد شدیم ؛  در عنفوان کودکی استعداد ما در عکس چسبانی شکوفا شد ، خاطرم هست که عکس برگردانهایی را که پشت کاغذ آدامس ها بود به راحتی روی دست خود می چسباندم ، در آن ایام طفولیت آنقدر این عکس برگردانها را بر روی دست و بازو نصب کردم که روزی بزرگی مرا دید و گفت آینده روشنی را برای تو می بینم ، تو یکی از عکس چسبانهای بزرگ خاورمیانه خواهی شد .
بعدها هم که قدم در مدرسه گذاشتیم عاشق چسباندن عکس و اعلامیه بودیم از اعلامیه های داخل مدرسه بگیر تا اعلامیه ترحیم و عکس مردگان محل ، این عشق و علاقه ما ادامه یافت تا  دوران نوجوانی که احساس تکلیف کردیم وارد ستادهای تبلیغاتی انتخاباتی نامزدهای نمایندگی مجلس شویم و از آنها خواهش کنیم اعلامیه ها و عکسها و پوسترهای خود را برای چسباندن به ما بسپارند ، در آن روزها  عکس چسبان یکی از نامزدهای شهرمان شدم و خیلی برای او دوندگی کردم و اعلامیه چسباندم ولی از بد حادثه در آن انتخابات آن نامزد محبوب ما باخت  و بعد از آن هم یکی پیدا نشد به من تلنگری بزند و به گوشم بخواند که سالی که نکوست از بهارش پیداست چون آن انتخابات در ماه اول بهار برگزار شد .
با این حال من از رو نرفتم و در سال ۸۸ یکبار دیگر تصمیم گرفتم وارد سیاست نامروت شوم و شانس خودم را در این عرصه امتحان کنم ، در انتخابات سال ۸۸ علاوه بر عکس چسبانی ، روش نوین دیگری نیز رایج شده بود و آن شعارنویسی با پیف پاف های سبز بود و ما هر کجا که دیوار خالی می دیدیم روی آن می نوشتیم « نترسید نترسید ما همه با هم هستیم » یا «  ما بی شماریم …  » اما در آن سال هم شانس ما خشکید و و آخرالامر هم بخاطر برخی مصدومیت هایی که به ما وارد شد چند سالی عکس چسبانی و اعلامیه چسبانی را ترک کردیم ،  ۷ سال از آن روزهای سخت و بلاانگیز و شب های تار و دهشتناک گذشت تا این که در سال ۱۳۹۱ دوستان آن سالها ما را برای همکاری مجدد تا سال ۱۳۹۲ دعوت کردند و چندماه پس از حسن انجام کار ، حکم مدیریت اداره کل چسبانندگان عکس و اعلامیه و پوستر شمال منطقه را برای من صادر کردند .
به خوبی خاطرم هست اولین بار پس از این انتصاب که در شهر خودم شروع به چسباندن عکس روی شیشه یک ماشین کردم ، راننده از ماشین پیاده شد و با چند تا لگد و دو سه تا کشیده چنان بی احترامی به من کرد که به نتانیاهو هم نکرده بود .
آن راننده قلچماق به من گفت : کی به تو گفته با سریش ، عکس روی شیشه ماشین من بچسبانی ؟
خلاصه با شکایت ایشان از آن روز به بعد ما از چسباندن عکس و اعلامیه روی شیشه ماشین ها ، درب خانه ها و مساجد ، تابلوهای راهنمایی ، دیوارهای عمومی و باجه های تلفن و … منع و محدود شدیم .


آقای « متوهمیان » واکنش حضرتعالی  و همکارانتان پس از اعمال این محدودیت های ناعادلانه و تبعیض آمیز چه بود ؟ 
حقیقت این است که ما برای رسیدن به این مقامات ، یخ حوض شکسته ایم ، از نردبانهای شکسته بالا رفته ایم ، قلاب گرفته ایم ، گاهی انگشتان دست ما از فرط چسب های سریش از هم باز نمی شد ، توی تیررس آفتاب تابستان و چله زمستان ، تو شبهای تاریک و روزهای طوفانی ، بهر امیدی بر در و دیوار این شهر عکس و  اعلامیه و پوستر چسبانده ایم ، این حق ما نیست ، ما منتخب مردم در اداره کل چسبانندگان اعلامیه و پوستر بودیم با این حال الان در حرفه و شغل ما  دست زیاد شده است کسانی که تا دیروز با میخ و خمیر نانوایی اعلامیه می چسباندند امروز به میدان آمده اند ، انگار دمشان به دم ما وصل است ! سیستم ارسال پیامک ، رادیو تلویزیون ، اینترنت ، شبکه های ماهواره ای ، آگهی نامه ها و سخنرانان و ... همه شدند هووی ما , همه شدند مدعی , حال آن که سهم  عکس چسبانی ما در جلب 38 درصدی آرای مردم شهر قابل مقایسه نیست   !!!  .


آقای « متوهمیان » ، نقش شما در جریان انتصاب استاندار و فرماندار چه بود ؟ 
پیش از آن که به این سئوال شما پاسخ دهم باید به عرض برسانم همانطور که می دانید سال گذشته وصله اعطای پست فرماندار  و ریاست یکی از خبرگزاری ها  و ... را به ما چسبانده بودند که چون محقق نشد ما آن را تکذیب کردیم ؛ بله انتخاب استاندار و فرماندار مطابق میل ما نبود ، ما به عنوان رئیس سازمان چسبندگان ، برای استانداری صلاحیت چند نفر را تایید و احراز کرده بودیم ولی بچه های بالا بر خلاف نظر ما تصمیم گرفته بودند که مدیریت استان و شهرستان را به مسئولان آبکی بسپارند در حالی که مدیر آبکی برای استان و شهرستان بی آب جواب نمی دهد اکنون دوره صدرات مدیران دیمی است  ، سبو و کوزه آب وقتی سوراخ  باشد ، آب ریختن در آن بیهوده است فی الواقع « سبویی که سوراخ باشد نخست  ، به موم و سریشم نگردد درست »  بنابر این آن سبو و کوزه را باید بشکنیم در خصوص فرماندار هم  روزی که ما با آرپیچی به شکار گنجشک رفته بودیم معرفی شد به هر حال ما هنوز نتوانسته ایم عکس ها و اعلامیه های خود را روی آجر سه سانتی های ساختمان فرمانداری بچسبانیم و این کارشکنی ها به سود آقای فرماندار نیست ...  




اکنون حضرتعالی چه پیامی خطاب به فرماندار دارید ؟ 
ما فعلا قصد چسباندن عکس روی دیوار فرمانداری را نداریم اما این بدان معنا نیست که در آینده هم چنین باشد ما انواع چسب ها به همراه عکس ها و اعلامیه های خود را روی میز داریم و باید بگویم بی توجهی ها به کسب و کار ما با روح توافقنامه ژنو مغایرات دارد ؟!

روح توافقنامه ژنو با کار حضرتعالی ارتباطی هم دارد ؟ بله روح توافق نامه ژنو باعث شد که چسباندن اعلامیه های ترحیم از تحریم خارج شود و ما بار دیگر می توانیم اعلامیه ترحیم هم بچسبانیم .


گفته می شود حضرتعالی و همکارانتان در اعلامیه ها و شب نامه های خود خیلی برای فرماندار شاخ و شونه می کشید ؟ نه اینطور نیست ما به جز داس و بولدوزر نقاشی دیگری در اعلامیه ها نمی کشیم ، اوباما باید باشد نه با اونا

اونا چه کسانی هستند ؟  اونا کسانی هستند که  اصلا به اعلامیه های ترحیم مادر آقای وزیر و عکس هایی که  ما  روی در و پنجره های اداره شان چسبانده بودیم هیچ نگاهی نیانداختند اصلا پنجره هایشان را باز نکردند تا حداقل بوی سریش های ما به مشامشان بخورد ، این ها هستند که هنوز پیام عکس ها و. اعلامیه های ما را درک نکرده اند …


نظر حضرتعالی درباره مدیران شهرستان چیست ؟ 
مدیران دولت قبلی ,   خیلی نچسب هستند   ، تلاش های ما برای چسبناک کردن آنان تاکنون بی فایده بوده است و دولت جدید باید این مدیران تفلونی و نچسب را از ادارات جمع آوری کند و به جای آنان از مدیرانی استفاده کند که چسبندگی زیادی در جذب کسانی چون ما را داشته باشند . 

حضرتعالی در مورد نمایندگان قبلی و فعلی شهرستان شکایتی اگر دارید بفرمایید  ؟ 
آنها قبل از اینکه نامزد نمایندگی می شدند باید با ما مشورت می کردند ؛ نماینده قبلی متاسفانه در تیررس دید من نمی آید ، نماینده فعلی هم خبط و خطاهای کوچکی دارد ولی به خاطر آن که با ماست از خطاهای او در می گذریم  .

اکنون که ریاست سازمان چسبندگان را بر عهده دارید چه برنامه هایی در پیش رو دارید ؟ 
تلاش برای تسویه حساب وام های دریافتی ، ما  برای چاپ اعلامیه ها و عکس ها و پوسترها وام گرفته ایم الان قسط این وام ها مانده و هر کجا مراجعه می کنیم و می گوییم در اصل شما وامدار هستید و باید بدهی های ما را تسویه کنید می گویند به ما مربوط نیست نباید وام می گرفتی که الان برای قسط آن طلبکار شوی …

محتوای بهترین اعلامیه ای که در مدت اخیر چسباندید چه بود ؟
در آن نوشته شده بود « برای ساخت کلید یا باز کردن درهای بسته منزل یا مغازه خود با شناسنامه مراجعه کنید در غیر این صورت بروید به جهنم » .

حرف آخر : سازمان چسبندگان حس می کند که باید دوباره قاطعانه وارد سیاست شود ؛  سرنوشت ما در شهرستان به پایان نرسیده ، ما وظیفه خود می دانیم همانطور که به بهترین نحو اعلامیه و عکس و پوستر می چسبانیم به شیوه های دیگر مردم این شهرستان را به سمت خود مچسوب کنیم . ما برای ،‌ آن که هر چی ، طبق میل ما شود ،‌ عکس ها چسبانده ایم , عکس ها چسبانده ایم ... 

با تشکر از این که وقت گرانبهای خود را در اختیار ما قرار دادید . 

نظرات
ارسال نظر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
img